زين العابدين شيروانى

475

بستان السياحه ( فارسي )

برآنند كه مراد از حديث تزيين و تحرير صوتست نه استغناء بمال چرا كه محلّ ورود حديث اباء ازين معنى دارد زيرا كه مشهور است كه سعد وقاص از سفرى آمد و برادرزاده او بديدن عمّ خود آمده عمّ ازو پرسيد كه شنيده‌ام كه قرآن به آواز خوش مىخوانى جواب داد كه الحمد للّه كفت بخوان كه من از پيغمبر ( ص ) شنيده‌ام كه فرمود از ما نيست كسى كه غنا در قرآن نكند و شيخ ابو على نيز مىفرمايد كه اين مقام و اين كلام صريحست كه مراد جواز غناست نه مستغنى بودن و فاضل ربّانى و عارف صمدانى آخوند ملّا محسن كاشانى برد اللّه مضجعه در تفسير خود مىفرمايد بعد از نقل احاديث بر جواز صوت حسن كه استفاده مىشود از اين اخبار جواز تغنى بقران و ترجيع صوت بلكه استحباب آن پس آنچه وارد شده از نهى غنا بايد كه حمل كرده شود بر لحون اهل فسق و صاحبان كبيره و بر آنچه معهود بوده در زمان بنى اميّه و بنى عبّاس از خواندن كنيزان و زنان در ميان مردان نامحرم و سخنان باطل و لهو و لعب بساز و عود و نى ابنان و امثال اين‌ها همچنان‌كه وارد شده در كافى از حضرت ابى عبد اللّه ( ع ) از حضرت رسول ( ص ) اقرءوا القرآن بالحان العرب و اصواتها و ايّاكم و لحون اهل الفسق و الكبائر و از شيخ بهاء الدّين عليه الرّحمة مشهور است كه فرموده الغناء تننى تننا و از بعضى فضلاء ديكر مشهور است كه آنچه اهل لهو و اهل موسيقى به آن تغنى كنند مثل تلالا و تنادرنا و غير آن از خرافاتى كه در مجلس اهل شرب و محافل اهل فساد استعمال مىكنند غناست اينست ملخص كلام بحسب مقام و ما از كلام اهل لغت و تعريفى كه ايشان از براى غنا كرده‌اند با مفاسدى كه بر آن وارد مىآيد چند كلمه بر سبيل اختصار ايراد نمائيم و بعد از آن احاديثى كه دلالت بر جواز صوت حسن و غنا فىالجمله وارد و آيات و احاديثى كه دلالت بر غناء حرام دارد ذكر كنيم تا بالكلّيّه اشتباه رفع شود و طالبان و سالكان از حيرت بيرون آيند و صاحبان زهد خشك به آب معرفت نهال ايمان را تازه نمايند به شرط سليقه مستقيمه و انصاف و دور بودن از تعصّب و عناد و اعتساف بدانكه بعضى غنا را چنين تعريف كرده‌اند كه غنا عبارت از ترجيع صوت مطربست و ترجيع عبارت از آنست كه صوت را فقره فقره در كلو يا در خيشوم بكردانند مثل آ آ آ چنان كه كبك و كبوتر مىخوانند چه ترجيع بمعنى رجوع كردنست بر صوت و مقام سابق و طرب سبك‌روحيست كه سبب شدّت حزن يا فرح شود و بعضى كفته‌اند كه غنا همين ترجيع صوتست بدون طرب و بعضى كفته‌اند كه غنا به طرب‌آورنده است و ملاحظه ترجيع با او نكرده‌اند و اين قول صاحب قاموس است كه مىكويد الغناء ككساء ما طرب به من الصّوت و اين تعاريف با بعضى احاديث اهل بيت سلام اللّه عليهم كه ذكر ان بعد ازين خواهد آمد منافات دارد چه در بعضى امر بترجيع صوت در قرآن واقع شده مثل حديث رجّع صوتك بالقرآن فانّ اللّه يحبّ الصّوت الحسن يترجّع به ترجيعا و در بعضى ديكر ترغيب خواندن قرآن بحزن و صوت حسن شده مثل اقرأ القرآن بالحزن الى آخر و صاحب كنز اللّغه و دستور اللّغه غنا را بمعنى سرود تفسير كرده‌اند و سرود بمعنى آواز خوش است و اين هم منافات دارد با حديث انّ من اجمل الاجمال الشّعر الحسن و نعمة الصّوت الحسن و هركاه كلام اهل لغت منافات با كلام معصوم داشته باشد مناط اعتبار نمىتواند بود چنانچه مذكور است كه سيبويه در سيزده جا در كتاب خود تصريح نموده است كه باء از براى تبعيض نيامده و چون حديث بر خلاف آن واقع شده كه از حضرت پرسيدند كه چونست كه حقتعالى در آيهء كريمهء فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ امر به غسل وجه نموده و تمام وجه را بايد شست و در آيهء كريمهء ديكر فرموده وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ امر بمسح سر نموده و ببعض آن بايد مسح كرد حضرت فرمودند لمكان الباء يعنى از جهة وجود باى تبعيض پس اعتبار به حكم حضرتست نه بكلام سيبويه و در اينجا نيز غنائى كه حرام است آنست كه معصوم مىفرمايد در احاديثى كه ذكر مىشود آنكه اهل لغت تعريف كرده‌اند چنان كه عبد اللّه بن جعفر الحميرى در كتاب قرب الاسناد از علىّ بن جعفر از برادر بزركوار خود حضرت امام موسى الكاظم ( ع ) روايت مىكند كه سألت عن الغناء فى البطر و الفرح قال لا